مقدمه ایی بر سبک معماری مناطق مرکزی

comments 0

0 Views

مقدمه ایی بر سبک معماری مناطق مرکزی
” بخش (اول:
چکیده مقاله:
یکی ازمهمترین عوامل موثر درشکل گیری معماری روستاهایی/قریه ایی ، منطقه ی سرد وکوهستانی اقلیم آن میباشد. در معماری افغانستان مناطق سرد وکوهستانی (اقلیم) یکی ازمهم ترین و مشخص ترین نمودهای تاثیر اقلیم برفرم و کالبد اصلی روستاها است. طراحی اقلیمی علاوه برتاثیر بربافت معماری روستایی میتواند با بکارگیری انرژی های تجدید پذیر مصرف انرژی را تاحدقابل توجهی کاهش دهد و نیاز به فعالیت تجهیزات گرمایشی و سرمایشی را به حداقل ممکن برسانند. دراین مقاله سعی در معرفی و نقش اقلیم بر معماری افغانستان و در سطح تخصصی تر نقش اقلیم ، فرهنگ بر معماری مناطق کوهستانی و سرد مرکزی ( هزاره جات ) دربررسی تاثیر اقلیم و عناصر معماری طبیعی درتمام بافت روستا شده است. این تحقیق ازنوع کاربردی می باشد که به روش میدانی انجام گرفته است و به معرفی اقلیم سرد و کوهستانی شاخصه های اقلیمی شناسایی شده است. دراین مقاله سعی در معرفی شگردهای معماری بکاررفته درجزئیات ساختمان برای همسازی با شرایط اقلیمی و محیطی روستایی پرداخته شده است.
کلیدواژه‌ها:
طراحی اقلیمی ، پتو ، گیرو ، کالبد ، تاوه خانه ، قلاء به سبک هزاره ها
معماری از جمله مجاری تبلور یافتن روح فرهنگ یک جامعه است و از میان ارکان هفت گانه ی آن تکیه ی ما بر معماری به عنوان یکی از مهم ترین فعالیت ها و سازوکارهایی است که رابطه ی عمیق و تنگاتنگی با فرهنگ و هنر، اعتقادات هر منطقه دارد . مردم افغانستان در روزگار گذشته ، معماری و آثاری فاخر و گران مایه ایی در کشور خلق کرده اند که امروزه مایه ی فخر و مباهات ، هم چنین نگینی بر فرهنگ و تمدن افغانستان هستند ؛ اما متاسفانه با وجود آن پیشینه ی گران ، امروزه شاهد ساختن و برافراشتن بناها و ساختمان ها و نوعی از معماری هستیم که نه تنها تناسب چندانی با فرهنگ ، هنر و هویت افغانستان ندارند، بلکه مسائل و معضلات اجتماعی و روانی را گریبانگیر مردم ، شهر و روستاهایمان کرده است و بحران هایی را در زمینه ی اجتماعی مانند بی هوتی ، بی فرهنگی و حتی بستر خشونت سازی در جامعه در پی داشته اند . بدین سبب امروز لازم است تا تدبیری اساسی اندیشیده شود و در بازپروری هویت و الگوهای کهن و مطابق هویت ما و با پذیرفته شدن فرهنگ مدرن تحول جدید در عرصه ی معماری صورت گیرد . معماری بومی/سنتی و اصیل متناسب با فرهنگ و هویت هر زون و ولایت رونق دوباره گیرد. و راه رشد و شکوفایی اجتماعی و فرهنگی بستر سازی / هموار گردد.
بررسی و تأثیر فرهنگ کهنه ی این کشور در معماری بومی/سنتی روستایی آن چنان وسیع و دامنه دار است که در این مقاله نمی گنجد؛ اما در حد وسع تلاش شده است تا نظری کلی به این موضوع افکنده شود . و در مقالات بعدی مطالعات بیشتر صورت گیرد به همین دلیل ابتدا به شناخت معماری بومی و ویژگی های آن پرداخته ایم سپس در مقالات بعدی نقش و تاثیر فرهنگ، هنر و اعتقادات را در معماری هزاره جات را تحلیل و بررسی میکنیم و سرانجام ضرورت انعکاس این فرهنگ را در معماری بومی/سنتی را در معماری افغانستان به بصورت علمی – میدانی خواهیم پرداخت.
برای یک معمار / مهندس در طراحی، سؤالات عدیده ای مطرح می شود که اقلیم ، فرهنگ ، اعتقادات و معماری بومی/سنتی در ایجاد این سؤالات و پاسخگویی به آن ها هم نقشی انکار ناپذیر دارد.
چگونگی طراحی فضا، کالبد و فورم سازه و تنوع در آن ، درک معمار از محیط که بر اثر شناخت و آگاهی انسان از فرهنگ و معماری بومی/سنتی هر منطقه حاصل می شود ، نقشی مهم در چگونگی طراحی کالبد/ فورم و کانپست سازه ایجاد تنوع در آن دارد.
هویت فرهنگی هر منطقه ای مشخص می کند که یک معمار باید به چه سمبل ها و نمادهایی نظر داشته باشد. هر چیزی در زندگی انسان ارزشی دارد . لذا طراح هم در معماری بومی/سنتی در به کار بردن این اشیاء ، ارزش باید بر اساس آن فرهنگ بومی/سنتی عمل کند. در هر فرهنگی ، هر چیزی جایگاه و ارزش ، راز و رمز خاص خود را دارد ؛ هم چون اعداد و اشکال که با شناخت و آگاهی از آن ها در فرهنگ بومی/سنتی می تواند ، رابطه ای ارزشی با آن ها و تفاوت هایشان ایجاد کند.
تأثیر فرهنگ- اقلیم در معماری و نمود آن در جامعه سبب می شود که معماری زنده قلمداد گردد و صفاتی به خود بگیرد که آن را از دیگر هنرها متمایز سازد و همین تمایز سبب استقلال آن گردد. محیط اجتماع یکی از عوامل مؤثر در وقوع جرم است و این نشانگر آن است که کیفیت معماری و شهرسازی بر منش و خلق و خوی انسان ها تأثیر می گذارد ؛ لذا لازم است که در معماری بومی/سنتی روستایی به بازپروری هویت فرهنگی – هنری و به کارگیری اصول آن توجه کافی داشت و آن را در شهرسازی عملی ساخت . از این شیوه ی کاربردی مراقبت به عمل آورد تا سایر الگوهای طراحی که سازگار با فرهنگ بومی نیستند، خدشه ای به آن وارد نکنند. پس انعکاس فرهنگ- هنری در معمای بومی/سنتی سسبب پیشگیری از وقوع جرم/خشونت و افزایش امنیت و آسایش عمومی خواهد شد.
پژوهشگر:محمدرضا”مبارز”

Share this page to Telegram

Comments

Leave a Reply