یک گام دیگر تا شکست امریکا در جنگ افغانستان // استاد عارف نظری

comments 0

0 Views

جنگ کنونی افغانستان حاصل سیاست خارجی نیم قرن ایالت متحده آمریکا است  و درست بعد از شکست جنگ سرد میان اتحاد جماهیر شوروی و ایالا متحده آمریکا زمانی به خود رنگ و بوی خارجی بیشتر میگیرد که گروه القاعده به رهبری اسامه بن لادن و با همکاری رژیم طالبان در 11 سپتامبر 2001 برج های تجارت جهانی ایالات متحده آمریکا را هدف حملات تروریستی قرار میدهند.ایالات متحده آمریکا با شکست اتحاد جماهیر شوروی در 1991 که آن زمان افغانستان یکی از مراکز مهم سد نفوذ برای ایالات متحده شناخته میشد افغانستان را به فراموشی سپرد عافل ازین که وجود گروه های افراطی اسلامی در آینده نزدیک درین منطقه میتواند به مشکل جدی به او مبدل گردد. بناءً شکست اتحاد جماهیر شوروی از دید سیاستگذاران ایالات متحده امریکا نقطه پایان درد سرهای سیاست خارجی آمریکا در شرق بخصوص آسیای مرکزی بود. اما ظهور و تقویت افراط گرایان اسلامی در قالب شبکه های متعدد و حمله آنها به برج های تجارت جهانی محاسبات استراتیژیست های سیاست خارجی ایالات متحده امریکا را در آسیایی مرکزی به خاک یکسان کرد. اداره بوش با حمله نظامی بر افغانستان و متقبل شدن میلیارد ها دالر امریکایی و از دست دادن هزاران سرباز آمریکایی و تداوم سیاست او توسط باراک اوباما حکایت از جبران خساره وارده بر جایگاه و سیاست خارجی آیالات متحده داشت زیرا با توجه به خطرات تروریسم جهانی اداره این دو ریس جمهوران ایالات متحده امریکا در 16 سال گذشته تلاش نمودند تا در افغانستان لانه های تروریسم را خشکیده و این گونه از خطرات ناشی از آن به ایالات متحده آمریکا جلوگیری نموده و سیاست اغفال را جبران نموده باشند. بدون شک که اداره کنونی و فعال دولت جمهوری اسلامی افغانستان ناشی از کمک های جامعه جهانی و بخصوص ایالات متحده امریکا در هژده سال گذشته بوده است ، ایالات متحده آمریکا در کنار حامی سیاسی دولت افغانستان از حامیان مهم مالی  و ساختاری اقتصادی و نظامی افغانستان نیز به شمار میرود. اما به نظر میرسد که شتاب زدگی های  اداره دونالد ترامپ در پروسه صلح و نادیده گرفتن دولت مرکزی افغانستان یکبار دیگر ایالات متحده امریکا را به سیاست اغفال مواجه سازد و یک بار دیگر تاریخ را تکرار نموده و ایالات متحده آمریکا را به یک جنگ دیگر دعوت نماید. شتاب زدگی اداره ترامپ در پروسه صلح و معامله یکطرفه با گروه طالبان و تاکید بر گرفتن تضمین های سیاسی از گروه طالبان مبنی بر قطع روابط با گروه های تروریستی دیگر و به حاشیه راندن حکومت مرکزی ناشی از کم فکری سیاستگذاران سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا است. توقع میرود که ایالات متحده امریکا به عنوان متحد استراتیژیک افغانستان از یک سو باید دستاورد های 18 ساله خود را در افغانستان حفظ کند و ازسوی دیگر نباید فراموش کند که با کسانی اینقدر تساهل نشان میدهد که سبب به هدر رفتن میلیارد ها دالر از پول آن کشور در افغانستان شدند و جان هزاران فرزند آمریکایی را در جنگ های چیرکی گرفته و جایگاه آیالات متحده آمریکا رادر سطح بین الملل به تنازل بخشیده اند. از سوی دیگر اداره ترامپ فراموش میکند که طالبان کسانی اند که در همکاری با القاعده قرار داشتند و سبب حملات تروریستی به ایالات متحده امریکا شدند و کسانی اند که 18 سال گذشته بزرگترین حملات چیرکی و انتحاری را بالای سربازان آمریکایی به انجام رسانیدند و با گروه های تروریستی دیگر چون شبکه حقانی و تحریک طالبان پاکستان و سایر افراطیون هم اندیشه در جهان ارتباط مستقیم دارند. بناءً از لحاظ ایدیولوژیک هیچ تضمین وجود ندرد که طالبان به تضمین خود که به ایالات متحده امریکا مبنی بر قطع روابط با گروه های تروریستی دیگر دارند وفادار بمانند و از طرف دیگر تمامی ساختار گروه طالبان با صلح امریکایی موافقت نمی کنند . ممکن یک تعداد از این گروه مخالفت های خود را در آینده نزدیک نشان بدهند و این روند را به کندی مواجه سازند در صورت امضا موافقت نامه صلح میان آیالات متحده آمریکا و گروه طالبان آنها به جنگ خود ادامه بدهند و یا به بدنه داعش بپیوندند .بناءً این گونه که نه تنها ایالات متحده امریکا از شر تروریسم در امان میشود که به تقویت آنها به گونه غیر مستقیم می افزاید و از طرف دیگر شکست خود را در جنگ افغانستان میپذیرد . اما آنچه راه حل پنداشته میشود صلح بین الافغانی است ، ایالات متحده امریکا میتواند روی بعضی از موارد چون خروج نیرو های آمریکا از افغانستان با طالبان به توافق برسد اما موارد بعدی باید روی میز مذاکره با حکومت افغانستان میان حکومت و طالبان باید حل و فصل شود . زیرا این گونه از یک طرف از تداوم جنگ و چند پارجگی گروه طالبان جلوگیری میشود و از طرف دیگر دستاورد های ایالات متحده امریکا در هژده سال گذشته حفظ خواهد شد.

Share this page to Telegram

Comments