کریمه ملزم

comments 0

0 Views

کریمه ملزم درجوزای سال 1327 خورشيدی در ولايت کندز ديده به دنيا گشود. تحصيلات متوسطه را در کابل به اتمام رسانيد.

بعد از ازدواج در رياست کودکستانها ايفای وظيفه می نمود. چند سال مديريت کودکستان ريشخور را به عهده داشت و بعدا مديرهً عمومی اداری کودکستانها گرديد پس از اقامت شان به ولايت بلخ درمکتب کود و برق مزارشريف معلم زبان و ادبيات بود و در سال 1370 به جمهوری تاجکستان پناهنده شد ودرآنجا ديپارتمنت دری مکتب 89 دوشنبه شهر را رهبری می نمود. چندی بعد نخستين ليسهً افغان های شهر دوشنبه را بنام « ليسه آريانا» در چارچوب انجمن پاسداران فرهنگ آريانا تاسيس نمود و به صفت مديرهً آن ليسه ، مصروف خدمت به اطفال پناهگزينان افغان در دوشنبه شهر بود و اکنون در جمهوری آلمان اقامت می کند از بانو کریمه ملزم دو مجموعه: (پیام زن) و (باغ در پاییز) بچاپ رسیده است در هر دو مجموعه شعری خانم کریمه ملزم پرکار, زن محتوا نهادین است ,حتا نخستین گزینه شعری اش با فرنام “پیام زن ” است . عنوان صریح و بدور از استعاره وام گرفتن.

از دیدگاه صاحبنظران، ادبیات فمنستی اغلب بر سه محور حرکت می کند: اعتراض، نارضایتی و تلاش رسیدن به هدف. این مولفه ها را می توان با وضوح در لابلای اشعار بانو پرکار خواند نگاه زنانه ی شاعر پیرامون اطراف و اشیاء اطرافش مهربان و مادرانه است.زبان شاعربرخلاف زبان ادبیات مرد محور ما ، ملموس و خودمانی تر ست و درآن تلاش برای تصویر دهی شفاف از زنانگی به خوبی هویدا ست .قراءت زنانه شاعر آمیزه ی از آموزه های اخلاقی مثبت بومی , تجارب و مطا لعه ی مدرن ازوضعیت زنان در بستر فمینیسم اجتماعی است ونوع حضور مرد از نوع تلطیف شده و یاری رسان آن است. در هر دو گزینه حضور رقیق احساسات زنانه کمتر دیده می شود و اصل رویکرد، عدالت پسندانه و خردورزانه است. نگاه مادرانه ی او از نوعی نگرش متعادل و عملی تر به عدالت و برابری زن و مرد با در نظر گرفتن وضعیت جامعه ی شدیدن تعریف شده با مفاهیم و ارزش های سنتی – قبیلوی افغانستان  است .او به خوبی از موقعیت و موقف دردآور زن در خانواده و نهاد هایی قدرت در افغانستان سهیم اند وقوف دارد و میداند که ایستادگی تند و سرخ نه در توان زن افغانستان است و نه امروزه نفع آن . برای رسیدن به عدالت نخستین ضرورت آگاهی دهی است . شاعر از تاریخ زن ستیز سرزمینش به نکویی آگاهست و بسا خود شاهد و هردم شهیددر هم کوبیدن آواز ها و دست های عدالت پسند و عدالت پرور توسط واپسگرایان بوده است . این بدین معناست که در فریاد و بیانش حضور زن دردمندی را می بینیم که آرام و متین دادخواهی می کند.

نمونه اشعارش :-

جمعی به نبض تیره ی شب خو گرفته اند

امید شان به لطف طلوع دوباره نیست

روح طراوتی که نفسگاه باغ بود

یک باره از زمین خدا ناپدید شد

قفل است نام دیگر دروازه ی امید

کز بخت بی سعادت ما بی کلید شد

همیشه یاورکان سکوت می گریند

به صحنه های حیاتم درام خاموشیست

آه می سوزد دلم بر غنچه ی مرگ آشنا

زندگی را با لب بی خنده اش پدرود کرد

Share this page to Telegram

Comments