پنجابی های دستگیر شده در جانی خیل قبول میکنند که در پاکستان آموزش دیده اند ( ترجمه ویدیو به زبان دری)

comments 0

0 Views

هندوکش – کابل: ریاست عمومی امنیت ملی از میان طالبان دستگیر شده در ولسوالی جانی خیل که اکثر آنان پاکستانی ها استند، یکتن آنان را که از ایالت پنجاب پاکستان میباشد، به بخاطر وضاحت بیشتر خبر به رسانه ها پیشکش نمود.
نامبرده در این مصاحبه که دقیقاً 15 دقیقه میباشد، در ارتباط به تبلیغات دروغین استخباراتی که در پاکستان جریان دارد، پرده برداشت.
شخص بازداشت شده بنام عصمت الله فرزند محمدیامین باشنده اصلی منطقه مظفرگر ایالت پنجاب است.
نامبرده میگوید: « در قریه ما سپاه صحابه و لشکر جنگوی میامدند و مولوی اقبال نماینده شان بود، داکتر شکر نماینده لشکر جنگوی در قریه ما آمد و گفت در افغانستان بالای مسلمانان ظلم و ستم کافران جریان دارد و ناموس مسلمانان در خطر قرار گرفته و نظامیان افغان مکمل کافر استند.»
نامبرده میگوید: « پس از سه سال تبلیغ با مولوی اقبال نماینده لشکر سپاه صحابه یکجا شدم و من برایشان گفتم که من حاضر به جهاد استم و میخواهم برای جهاد به افغانستان بروم. مولوی اقبال مرا در موتر سایکیل به شهر چوک اعظم انتقال داد و بعداز آن به سوی مرکز آنان به “تل” رفتیم و تمام شب را با موتر منزل کردیم و ساعت ده بجه روز در مرکز آنان در “تل” رسیدیم، یک نفر مولوی اقبال در خط فرضی دیورند که خود آن هم پشتون بود، ایستاده بود، من را تسلیم مولوی معصوم نمود که وی یکی از افراد مولوی اقبال بود و در آنجا دو اتاق موجود بود که یکی آن زیرزمینی بود در آن پنج نفر پنجابی و پنج نفر پشتونها بودند؛ پنجابی های که در آنجا حضور داشتند بنام های فاروق ، عاصم ، شاهد مقصود و عدنان بودند، و نام های پشتونها را یاد ندارم، دو روز در آن اتاق بودم و در اتاق دیگر مولوی ها با ریش بسیار زیاد حضور میافتند و با مولوی معصوم صحبت های پنهانی مینمودند، من آنان را نمی شناسم.»
نامبرده اضافه نمود: « پس از دو روز مولوی معصوم یک موتر را کرایه نمود و بطرف سرحد روان شدیم و در مسیر راه پوسته های پولیس پاکستان پرسان برای بازرسی سوال میکردند، مولوی معصوم جواب میداد و میگفت که ما به منطقه سرحدی اوزگر میرویم و بعداز دیدن کارت شناسائی مایان را اجازه رفتن میدادند و قبل از نماز شام از سرحد تیر شدیم و نزدیک های شام تاریک بود که داخل خاک افغانستان شدیم، در خاک افغانستان بر بلندی کوه یک خیمه سبز بود و در آنجا هشت نفر مسلح بودند که بالای ما صدا زدند، مولوی معصوم جواب داد و بعداً صدا نمودند که بیاید، در آن خیمه سبز اسلحه فراوان وجود داشت، برای ما یک میل کلاشینکوف و دو شاژور همراه با پرتله آن تسلیم داده شد، قبل از ده دقیقه دوباره حرکت کردیم وقت نماز خفتن بود که به یک قریه رسیدیم در آنجا نماز را اداء کردیم و مردم قریه برای ما نان شب را آوردند، در آنجا شب را گذشتاندیم و فردا آنروز قبل از خوردن چای پنج روز پیاده سفر کردیم و بالاخره به جانی خیل رسیدیم، آنجا یک مرکز مولوی معصوم بود و در حدود 20 نفر در آنجا مستقر بود و همچنان در آنجا مواد خوراکی از قبیل برنج ، روغن و … موجود بود، دو روز در آنجا آموزش نظامی دیدیم و عصر روز دوم از یک کوه با پای پیاده گذشتیم که در آنجا یک موتر لاری ایستاده است و در نزدیک لاری پنجاه نفر مسلح ایستاده بودند، ما را در گروپ های 10 نفری و 20 نفری تقسیم نمودند وقت نماز خفتن شده بود که در لاری سوار شدیم و برای ما گفته شد که راه با یکدیگر تان سخن نگوئید، بعداز چند ساعت منزل نزدیک به یک کوه پیاده شدیم و برای ما گفته شد که یکتعداد تان بطرف شرق و تعداد دیگری تان بطرف غرب روان بروید، تمام شب را پیاده منزل کردیم و مولوی معصوم قوماندان ما همین گروپ بود، وقت نماز صبح بود که با نیروهای افغان درگیر شدیم و این درگیری در حدود 40 دقیقه دوام پیدا کرد و در جریان درگیری مرمی به دست راستم اصابت کرد و کلاشینکوف ام به زمین افتاد.»
وی اضافه نمود: « بعداز زخمی شدنم در میان علف ها و بته پنهان شدم چند لحظه بعد نیروهای افغان من را دستگیر کردند و به مرکز شان انتقال دادند و برایم گفتند که از کجا و برای چی آمده ای، من گفتم که افراد تنظیم های لشکر طیبه و جنگوی به مناطق ما آمدند و میگفتند که اردو افغانستان کافر است و در مقابل آنان جهاد فرض است، نیروهای امنیتی افغان سوال کردند آیا کدام کافر را در میان ما می بینی، من گقتم نه، حال فهمیدم که گروه های تروریستی ما را فریب داده اند، من با چشم های خود دیدم که نیروهای امنیتی افغان نماز، تلاوت قرانکریم و ذکر میکردند، آنان کافرنیستند، در آنجا زخم من را درمان کردند و در وقت زمانش نان برایم میدادند و بعداز آن در یک هلیکوپتر به گردیز انتقالم دادند و مدت هشت روز در آنجا بودم. »
وی اضافه نمود: « بعداز هشت روز به اینجا (کابل) انتقال یافتم.
وی در برابر پرسش های خبرنگاران چنین گفت: « پیام من به جوانان پاکستان مخصوصا جوانان پنجاب این است که فریب تبلغات لشکر جنگوی، جیش محمد، تحریک طالبان، لشکر طیبه و … را نخورند که آنان تبلیغات دروغین میکنند و در مدت یک ماه میشود که در نزد نیروهای امنیتی افغان هستم ، مردم و نیروهای امنیتی افغانستان همه مسلمان استند و جهاد در مقابل مسلمان روا نبوده، بلکه در مقابل مسلمان ایستادن و جنگ کردن کفر مطلق میباشد.
پیام من به جوانان پاکستان! فریب تبلیغات تنظیم های لشکر طیبه، سپاه صحابه، لشکر جنگوی و… را نخورید و آنان بخاطر جمع نمودن پول و پیسه این نوع تبلیغات دروغین را براه انداخته اند، حکومت، مردم و نیروهای امنیتی افغانستان همه مسلمان استند، سوال من این است که جنک میان دو مسلمان در دین اسلام رواه نمی باشد.»
برای پاکستانی ها پیام من را برسانید: « ای پاکستانی! مردم افغانستان همه مسلمان استند، ما حال فهمیدیم که ما را فریب دادند ، حال برایتان چشم دید خوبش را میگویم که بر ضد تنظیم های که به نام جهاد تبلیغات دروغین میکنند درمقابل خود آنان جهاد فرض است، ما مسلمانان را بخاطر منافع شخصی شان بر علیه یکدیگر قرار میدهند و از کشتن دو مسلمان خداوند هم قهر میگردد، این تنظیم ها با استفاده از احساسات جوانان بی سواد سوء استفاده مینمایند.

تهیه گزارش: عبید رادپور

جهت معلومات بیشتر ویدیو را تماشا کنید.

Share this page to Telegram

Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *