هدا خموش

comments 0

0 Views

هدا خودش را چنین معرفی میکند من دختری سرکشی هستم که آب زلال هندوکش برفراز ناهنجاری ها فورانم کرده است گرچه از جمله افتادهگان قفس هستم اما میخواهم با بی باکی و شکستن ناهنجاری های جامعه سنتی بال پرواز در بیاورم و خود و امثال خودم را تا قله های آزادی ببرم تا باشد صدای فرخنده و رحشانه و مهسای کوچک باشم .

علاقه من از زمان دانشگاه به نوشتن شعرشروع شد و زمانیکه استاد زبان ادبیات دری / فارسی تدریس میکرد و لکچر میداد علاقه ام به ادبیات بیشتر و بیشتر میشد  وکارم را در قسمت شعرو نویسندگی از سهه قبل به صورت جدی آغاز کردم و در اوایل تک بیت ، غزل مثنوی و دوبیتی مینوشتم ولی بعد ها به نوشتن شعر سپید و نیمایی آغاز کردم که مورد تشویق علاقمندان شعرم قرار گرفتم

درجامعه سنتی مانند افغانستان سد راه زنان محدودیت های بزرگی قرار دارد و من با این شیوه کار خود خواستم با جسارت عمل کنم تابوشکنی کنم و خوشبختانه علاقمندانم بیشتر ازمخالفانم هستند و اگر گاهی هم مشکل ایجاد شود با متانت و ایستادگی میرزمم.

نمونه شعر  :

این ناهنجاریست

دحتری با دستمال خونی از حجله بیرون بیاید

تا ایمان و سجاده پدرش خط خطی نشود

لباس هایش را

با طول سجده های تو کش دهد

گره روسری اشرا محکمتر ببندد

آزادی اشرا

زیر وسواس های چال تو بیاندازد

و تا چشم دارد

آنقدر بپوشاند که رضایت بگیرد

آن هم برای مردی که

آزادی اشرا زیر سایه اش گرفته

و رگ های غیرتش

به اعتقادش افتخار میکند

Share this page to Telegram

Comments