نازی نور عاطفی سرود پرداز عاطفه ها

comments 0

0 Views

بانو عاطفی نه تنها با سروده های دل انگیز خودش که با اسم فرهنگی پر آوازه معاصر ما استاد فیض محمد عاطفی احراری سابق مدیر مسئول مجله اردو و پدر بزرگ شان(پدر مادر شان) منشی عبدالکریم خان احراری پیوند تنگا تنگ دارد و این تسلسل انتقال فرهنگی به این بانوی فرهیخته زمینه ساز آشنایی با شعر و ادب گردیده که حقا تا اکنون به شایستگی در تکامل و ادامه راه رفتگان خويش با همت و حٌمیت گام بر می دارد و قلم میزند:

بانو نور عاطفی را محیط فرهنگی خانواده، با شعر آشنا ساخت و زبان سروده هایش را با واژه های زیبا و پر طنطنه پارسی \ فارسی گویا ساخت. گرچه بیش از دو سال و نیم از سرودن شعر هایش نمی گذرد؛ اما طی همین کوتاهه توانسته است خودش را و شعرش را به اجتماع فرهنگی حوزه زبان فارسی \ دری بشناساند و بدون وقفه بسراید و نقصان گذشته را با کمال حال جبران کند:

ای وطن نامت بنـــازم ، جُـــز فغـــــان تبریر نیست

درد و انــــدوهت عــــیان و حاجت تقریــــر نیــست

دشت و دامان تو پُـــــــر گشتـــــــه ز سفاکان دهـــر

در قساوت بیگمــــان ، نسلی چنین بطریــــــر نیست

هر طرف رنگ است و نیرنگ غارت و قتل و قتال

جور و بیــــــداد و ستم را ، چــــاره و تدبیر نیست

آهی مظلومان اثــــر بر سنگ دارد ، ای دریــــغ!

در فـــؤادِ ناکســــــــــانت ، ذرهٔ تأثیـــــــــر نیست

ذهــــن و افکار عمــــوم ، مسموم از جهلِ مضاف

ظلمتی بس چیــــره گشته ، هالـــــهٔ تنویـــر نیست

شــــرح و احــــوال پریشانت نشایــــد در دو سطر

می چکد خون از قلمها ، قــــــــدرتِ تحریر نیست

بدین سان بانو عاطفی با میهن و مردمش پیوند خود را خارائین می سازد و در معرفی عاملان بدبختی های بی پایان این مرز و بوم خود را شریک میداند و بزبان رسا بگوش ها میرساند که دوری از زادگاه مألوف به معنای گسست از ریشه نیست. سروده های بانو عاطفی را بیشترینه تدوام و قوام بخشی به پیوند های فرهنگی میان دیروز و امروز و پیامی برای فردا می سازد که هم آشنا به گوش هاست و هم رسالتمندانه؛ گرچه بر روال زمان ، زبان را آلوده با چرندیات و مزخرفاتی که عده یی اسم “پُست مدرنیسم” و «بدون درک سالم از این “ایزم»بر آن گذاشته اند، نمی سازد؛ اما از آوردن تعبیر ها و نماد های جدید نیز غافل نیست:

ای سالب و ای غاصــب، ای کاذبِ دیـوانه

تا کی به ستم نوشی، خونِ خـود و بیگانه

از حکــم خدا بهــــره، با نــــامِ خـدا کُشتن

گر دیـــن چنیــن گویـــد، نبود بجـــز افسانه

فتــوای تو شلاقست،منظــور تو شلتاقست

چشمان تو برساقست،ای مفسدِ شیطانه

زلــــفِ شکــــن ار افتد، بیــــرون ز لبِ چادر

جُز گردن و دستِ خود، سازی همه بیگانه

سفاکی و خونخــواری، ثبت است بنــامِ تو

بر هــر ورقِ تاریــــخ، در گوشـــهء هر خانه

خواهم ز خـــدا روزی، پاکیزه شـــود عالــم

از خبـــثِ وجـــودِ تـــو، چـــون گوهرِ یکدانه

نازی نور عاطفی در شهر کابل دیده به گیتی گشوده و همانطوری که تذکر رفت؛ دختر مرحوم فیض محمد عاطفی شاعر و نویسنده معروف است، تحصیلاتش را تا درجه بکلوریا در لیسه عایشه درانی تکمیل کرده و فراگیری زبان عربی را برای مدت دو سال در یکی از کشورهای حومه خلیج فارس پُشت سرگذاشت.

وی از طفولیت نظر به علاقهٔ ی وافری که به خواندن کتاب و مجلات داشت و به تشویق پدرش که مدیر مجله اردو بود، ارتباط فرهنگی با نشرات آن زمان و بویژه مجله های چون : سیاه و سپید ، زن روز روشنفکر ، بانوان … که از کشور فارس، (ایران امروزی) می آمدند و در دسترس شان قرار می گرفت؛ اوقات فراغت را می گذرانيد

از دو سال و نیم پیش به سرایش شعر آغاز نموده که سروده هایش مشتمل است بر: چارانه ها ، تک بیتها و غزل ها …. چون عمر این سرایش ها کوتاه است تا به حال مجموعه شعری از ایشان اقبال چاپ نیافته؛ اما شخصیت و جایگاه ادبی اش هم نا پیدا نیست، چون فعالیت های فرهنگی شان در رسانه ها و بویژه “فیس بوک”، شخصیت شعری و پرداخته های هنری وی را به هزاران فارسی \ دری زبان رسانیده است و جایگاه ادبی ایشان را نيز مشخص ساخته است.

Share this page to Telegram

Comments