منطق عجیب طالبان! // توفیق عظیمی

comments 0

0 Views

بعد از آغاز گفتگو های مجدد صلح در قطر که از آن حدوداً شش روز میگذرد  طالبان در رابطه به بیش شرط حکومت (آتش بس) گفته اند بعد از به توافق رسیدن با ایالات متحده آمریکا تا زمان که گفتگو ها با حکومت افغانستان آغاز میشود و ادامه پیدا میکند، به حملات تهاجمی، انتحاری، ماین های کنار جاده ای و سایر حرکات خود ادامه خواهند داد. اما سوال اصلی این است که طالبان بعد از به توافق رسیدن با ایالات متحده آمریکا که آنرا دشمن اصلی خود میدانند با چی منطقی با حکومت افغانستان و افغانان می خواهند بجنگند، تا اکنون دلیل طالبان این بود که افغانستان از سوی آیالات متحده آمریکا اشغال شده و حملات آنها بر آمریکاییان و اردوی ملی که حامی امریکایی ها میباشد جریان داشته است. گرچه جنگ طالبان از سوی عالمان دینی در داخل و خارج از کشور مردود شمرده شده و  اخیراً مردود بودن آن یکبار دیگر توسط امام مسجد مکه معظمه ثابت شد باز هم این گروه به کشتار مردم بی گناه و  ویرانی افغانستان تاکید دارند. بناءً از لابلای گفتگو های صلح، اعلامیه های این گروه  و ارتباط شان با کشور های مختلف منطقه و جهان در میابیم که جنگ طالبان هرگز جنگ بر سر منافع دینی نبوده بلکه دین ابزاری بوده است برای بدست آوردن منافع سیاسی خود و حامیان منطقه ای وجهانی شان. در غیر آن زمانی که ایالات متحده آمریکا به عنوان دشمن اصلی این گروه با توافق میرسند هیچ دلیلی منطقی وجود ندارد که جنگ در افغانستان ادامه پیدا کند و مردم ملکی و تاسیسات عامه ویران شوند. در حالی که حکومت حاضر است بدون کدام پیش شرط جز آتش بس با این گروه سر میز مذاکره بنشیند اما چنانچه گفته شد طالبان از دین به عنوان ابزار به منظور  بدست آوردن قدرت سیاسی خود و تحقق برنامه های شوم کشور های منطقه و جهان در افغانستان استفاده نموده اند و تا اخرین مرحله از آن استفاده خواهند کرد و هرگز تا تحقق خواسته های خود از آن دست نخواهند کشید. ولی این مورد برای مردم افغانستان و جهان حالا واضیح شده است که جنگ طالبان نه جهاد است و نه بر سر منافع دینی بلکه جنگ بر سر منافع سیاسی است. چنانچه یکبار دیگر در گذشته برای منافع سیاسی خود تاریخ سیاه را بر سرنوشت این ملت حک نمودند و حالا یکبار دیگر در تلاش اند تا حامیان خود را خوش سازند. دلیل دیگر نیز وجود دارد که جنگ طالبان جنگ سیاسی و منطق جنگی شان سیاسی بوده است، در سال ۲۰۱۴ از مجموعه ۱۵۰۰۰۰ هزار نیرو خارجی در افغانستان ۱۴۷۰۰۰ تن آنها افغانستان را ترک گفتند و بقیه در مراکز نظامی خود جابجا شده و به آموزش و تجهیز نیرو های امنیتی کشور برضد تروریستان مصروف شدند اما باز هم طالبان خروج نیرو های خارجی از افغانستان را نادیده گرفته و بقیه را دلیل جنگ در افغانستان خواندند در حالی که اگر طالبان نیز به صلح بپیوندند و حکومت به خواست آنها شکل بگیرد افغانستان باز هم نیاز به همکاری های نظامی، تجهیزاتی و مالیاتی جهانیان هم برای آبادی و تقویت خود نیاز دارد و هم برای مبارزه با تروریزم و گروه های چون داعش. اما به نظر میرسد که طالبان هرگز استراتیژی آبادی افغانستان را در سر ندارند و همان گونه که جنگ در افغانستان را توجیه دینی میکنند برای عقب ماندگی افغانستان روزی کمک های خارجی در قالب آموزش، تجهیز نیرو های افغان را نیز توجیه دینی خواهند نمود و ایده ال برخورد خواهند کرد در حالی که چنین همکاری های در سراسر جهان بخصوص میان حامیان درجه یک این گروه از قبیل عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و پاکستان با کشور های چون آمریکا و روسیه و سایر ملل دیگر وجود داشته و موانع شرعی وجود ندارد. با تحلیل که ارایه گردید چنین به نتیجه میرسیم که طالبان هرگز برای اسلام و افغانستان مفید نبوده و نخواهند بود بلکه طراحی شده اند به منظور تحقق خواسته های فردی و حامیان منطقه ای و جهانی خود. اما این نکته نیز واضیح است که تداوم چنین منطق جز به نابودی این گروه هیچ ثمره ای را برای شان به دنبال نخواهد داشت.

Share this page to Telegram

Comments