طالبان و القاعده (دو رخ یک سکه) // نویسنده: شمس حقجو

comments 0

0 Views

در این اواخر از سوی رسانه ها و سیاسیون جهان اظهاراتی مبنی بر استمرار رابطه گروه طالبان با شبکه تروریستی القاعده مطرح گردیده است. با آن که از دید من رابطه بین گروه طالبان و شبکه تروریستی القاعده یک امر معمول است اما جالب اینجاست که چگونه سیاسیون و قدرت های بزرگ جهان باور میکنند که گاهی هم این دو (طالبان و القاعده) با هم ارتباط نداشته اند.

هرگاه گروه طالبان و شبکه القاعده را یک تن فرض کنیم یقیناً و با اطمینان میتوان گفت که اگر گروه طالبان جسم باشد بدون شبهه القاعده روح آن است و بر عکس این.

به این معنی که تحلیل من به عنوان یک شاگرد مکتب سیاست اجازه نمی دهد که بگویم گاهی هم گروه طالبان و شبکه القاعده از هم جدا و بدون همآهنگی یکدیگر دست به کار و یا عملی میزنند.ممکن گاهی سکته گی هایی بنابر دلایلی مانند ازدیاد فشار های استخباراتی و نظامی در روابط شان ایجاد گردیده باشد اما هیچگاه نمی توان این دو پدیده را از هم جدا تلقی کرد.

گروه طالبان در واقع نیروی فزیکی شبکه القاعده و قوت اجرایی این شبکه میباشند و شبکه القاعده به مثابۀ حامی مادی گروه طالبان عمل میکند و این روند از سال های دور تا اکنون همچنان ادامه دارد.

گاهگاهی استخبارات منطقه و قدرت های نامرعی جهان می خواهند غرض به بیراهه کشیدن اذهان عامه و معصوم جلوه دادن حلقاتی مانند گروه تروریستی طالبان این گروه را مجزأ از شبکه تروریستی القاعده جلوه دهند مگر واقعت امر این است که این دو پدیده شوم و نام نکبت بار همواره در تبانی و همآهنگی کامل باهم دست به انجام حملات تروریستی در افغانستان و سایر نقاط قابل دسترس شان میزنند.

به دلیل این که قدرت های نامرعی نمی توانند گروه تروریستی القاعده را به علت انجام حملات تروریستی یازده هم سپتمبر 2001 میلادی بالای برج های سازمان تجارت جهانی در نیویارک تبرئه کنند به همین دلیل و بر اساس مقتضای زمان می خواهند گروه طالبان را مجزأ از طالبان قلمداد کنند.

با وجود تمام تلاش ها قدرت های نامرعی و استخبارات منطقه حتی نتوانست طالبان را متقاعد به دست برداشتن از خشونت و جنگ نمایند طوری که این گروه در یک حمله موتر بم هشت تبعه خارجی را در مربوطات حوزه نهم کابل کشتند.

کوتاه این که وحشی را نمیتوان اهلی ساخت حتی با افسانه سازی های واهی و دادن برخی امتیازات از جمله دفتر مجلل در قطر و پذیرایی با زنان نازک بدن روسی در مسکو.

سخن من و سایر کسانی که در بطن جامعه ما زندگی دارند و همه روزه شاهد فجایع برخواسته از سوی طالبان در گوشه و کنار افغانستان می باشند این است که گروه طالبان و شبکه القاعده همواره به عنوان دو رخ یک سکه عمل نموده و هیچگاه از هم جدا نبوده اند به همین دلیل از همان آوان گفتگوهای صلح امریکا با طالبان و به حاشیه راندن دولت بر سر اقتدار افغانستان از این گفتگو ها میدانستم راهی را که امریکا و خلیلزاد میرود به ترکستان است چون چهرۀ زشت طالبان را شهروندان اصیل افغانستان بیشتر از هر فرد و کشور دیگر میشناسند.

بناءً حال اگر امریکا و جامعه جهانی به معنای واقعی میخواهند که مسیر را اشتباه نگیرند در گام نخست باید دولت افغانستان را در برگزاری یک انتخابات شفاف و کم تقلب همکاری کنند و سپس در تبانی با حکومت مشروع و انتخابی افغانستان گفتگوهای صلح را با استفاده از فشارهای منطقوی و جهانی بالای گروه طالبان، شبکه القاعده و حامیان شان به پیش ببرند و آنگاه عملاً شاهد نتایج معقول گفتگوهای صلح خواهیم بود.

Share this page to Telegram

Comments