طالبان زنانِ بیوه و خانم های که سرپرست ندارند را مورد سوء استفاده ی جنسی قرار می دهند !

comments 0

0 Views

هندوکش –  به دنبال درز خبر ها مبنی بر قصد تجاوز یک مسئول محلی طالبان بتاریخ 8/7/96 بالای یک خانم متاهل در ولایت میدان وردک و کشته شدن وی از سوی این خانم، گزارشگران هندوکش نیوز نیز به دنبال دریافت حقایق شتافته و با استفاده از منابع در حد  امکان این رویداد ها را واکاوی کرده اند.

هر چند قبل از این نیز شماری از زنان بیوه و حتی زنان متاهلی که شوهران شان یا در گروه طالبان جذب شده اند و یا برای پیدا کردن لقمه نان حلال مسافر شده اند را مورد  تعرض و سوء استفاده جنسی قرار می دهند. در ولایت میدان وردک بر اساس معلومات از منابع محلی ، طالبان خانم های که شوهران شان نیستند آنان  را مورد آزار و اذیت جنسی قرار میدهند.

قضیۀ نخست:

ولسوالی سیدآباد ولایت میدان وردک: داستان غم انگیزی که بتاریخ 8 سنبله سال روان در قریه ده بالای – ولسوالی سید آباد ولایت میدان وردک شب هنگام اتفاق افتاد اکثریت مردم قریۀ متذکره از موضوع آگاهی دارند اما در نتیجۀ اخطاریه های طالبان باشنده گان آن  از حرف زدن در مورد ابا میورزند.

در همین حال یکتن از شاهدان واقعه که اکنون در کابل بسر می برد و نمی خواهد از وی نامبرده شود ماجرا را چنین روایت می کند.

منبع: «دو زن که در قریه ده بالای – ولسوالی سیدآباد – ولایت میدان وردک در عقد نکاح یک مرد اند و اکنون هم یکجا زندگی می کنند، همسر آنان بنابر مشکلات اقتصادی و دریافت نفقه حلال برای فامیل خود به ایران مسافر شده است».

وی می گوید:« ملا امیر محمد که مسئول مالی طالبان بود یک شخص عیاش و شهوت ران بود، وقتی از نبود سرپرست این خانواده آگاهی می یابد و شب هنگام به قصد تجاوز بالای یک خانم با عفت و پاکدامن وارد منزل آنها می شود، خانم بزرگ صاحب خانه نیز با چاقو بالای ملا امیر محمد حمله می کند و هر دو خانم باهم یکجا وی را با ضربات چاقو به قتل میرسانند».

منبع ادامه داد:« صبح زود دو خانم برای مردم قریه فریاد زنان گفتند که این مرد قصد تجاوز بالای ما را داشت و ما هم بدون کدام ترس و هراس وی را به جزایش رسانیدیم».

موصوف افزود:« وقتی طالبان از واقعه خبر شدند ، این دو خانم را به منطقه زرینک بردند و پس از لت و کوب بسیار، این دو خانم را مجبور کردند تا در مقابل کمره و مردم قریه اعتراف کنند که ملاامیرمحمد را برادر شوهر این خانم ها کشته است».

به گفته منبع:«این دو خانم در ظاهر حرف های طالبان را قبول می کنند، اما وقتیکه طالبان مردم قریه را جمع کردند تا موضوع را از زبان خانم ها برایشان بشنوانند هر دو زن با یکصدا در محضر عام برخلاف گفته های طالبان بافریاد میگفتند که ملا امیرمحمد قصد تجاوز بالای ما را داشت و ما هم بدون هیچ ترس و هراس او را کشتیم و از کرده خود پیشمان نیستیم».

به گفتۀ منبع پس از اظهارات این دو خانم از سوی طالبان به شدت شکنجه و زندانی شدند اما به اثر فشار محاسن سفیدان از قید طالبان رها گردیدند مگر برادران شوهر این دو خانم در بازداشت و شکنجه طالبان به سر می برند.

قضیۀ دوم:

سیدآباد – میدان وردک: داکتر میرویس مسئول استخبارات طالبان در میدان وردک که بارها به سوء استفاده و تجاوز جنسی بالای زنان جنگجویان طالب متهم شده بود ، یکتن از باشندگان ولسوالی سیدآباد آخرین موردی را که منجر به کشته شدنش گردید این چنین بیان می کند.

منبع : « داکتر میرویس با استفاده از سلاح و افراد غیر مسئول در آدم ربایی، دزدی، قتل و تجاوز بر دختران و زنان در میدان وردک معروف بود وی زنانی را که شوهران شان در صفوف طالبان قرار داشتند مورد سوء استفاده جنسی قرار می داد».

منبع گفت:« داکتر میرویس یک خانم را که شوهر آن در کابل زندانی بود با استفاده از زور و سلاح اخطار می داده و برایش میگفت درصورت که خواسته هایم را نپذیری تو را در محضر عام بی ابرو و عزت می سازمت و این خانم بخاطر حفظ آبروی خود و فامیل اش تن به سکوت می دهد و داکتر میرویس نیز دامن پاک این خانم را بخاطر نشاندن غریضه جنسی آلوده می سازد».

منبع در حالی که سخت تحت تأثیر گفته های خویش قرار گرفته بود ادامه داد:« وقتی که شوهر این خانم از زندان آزاد شد و خانم مذکور قضیه را به شوهرش باز گو کرد، شوهر این خانم بخاطر گرفتن انتقام منتظر فرصت ماند تا این که روزی داکتر میرویس را به خانه خویش می بیند و او را به قتل میرساند».

وی افزود:«غم انگیز تر از همه این است که طالبان بالای شوهر این خانم اتهام بستند که این شخص در کابل محصل بود و از طرف دولت به خاطر کشتن داکتر میرویس فرستاده شده بود، و طالبان به همین بهانه شوهر خانم موصوف را در محضر عام به جرم قتل داکتر میرویس به دار آویختند و خانم مذکور نیز پس از اعدام شوهرش خودکشی کرد».

قضیه سوم:

ولسوالی ناوه – ولایت هلمند: این حادثه که تاکنون رسانه ای نشده است مربوط به ( زرین گل) خانم یک جنگجوی طالب می شود که مادر شوهر این خانم که (بی بی رقیه) نام دارد قضیه را چنین بیان می کند.

بی بی رقیه با حالت درد آور سخن را از اینجا اغاز کرد:« خودم بیوه زن هستم، دو پسر داشتم که پسر کلانم در زمان شوروی ها شهید شده بود و پسر دومی ام را طالبان مجبور به رفتن در جنگ کردند  مدت زیادی از پسرم آگاهی نداشتیم و بلاخره چند ماه قبل خبر شدم که پسرم در زندان بسر می برد».

بی رقیه می گوید:« بعد از زندانی شدن پسرم محافظین قوماندان گل آغا به بهانه مواظبت از ما گاهگاهی به خانه ما می آمدند».

بی بی رقیه ادامه داد:« یک مدت میشد که زرین گل خانم پسرم را که چهار سال پیش عروسی کرده اند بسیار نگران و پریشان می دیدم با خود می گفتم که زرین کدام مشکل دارد من همیشه از زرین می پرسیدم که دخترم اگر کدام مشکل دارید بگوئید؟».

بی بی رقیه افزود:« بلآخره زرین یک شب در کنارم آمد و مرا در آغوش گرفت و بسیار گریه کرد وقتی از وی علت گریه هایش را پرسیدم گفت محافظین قومندان گل آغا از سه ماه به این سو مرا مورد تجاوز قرار میدهند و همچنان مره  تهدید به مرگ می کنند».

بی بی رقیه از قول خانم پسر خویش می گوید:« محافظین ملا گل آغا هفته سه چهار بار بالای وی تجاوز دسته جمعی می کردند».

بی بی رقیه که وضعیت روانی اش کاملاً بهم خورده بود و بغض گلویش را می فشرد گفت:« بعد از چند روز زرین گل دوای مرگ موش خورد و ما را ترک کرد».

خانم رقیه می گوید حالا که دیگر پسرم زندانی و زرین گل در زیر خاک رفت فهمیدم که محافظین ملا گل آغا پسرم را به جرم طالب بودن به چنگ امریکایی ها داده بودند».

قضیۀ چهارم:

قریۀ اسفنده _ مرکز ولایت غزنی: هرچند بازتاب حقایق تلخ هر گوشه و کنار کشور تکان دهنده است اما رسالت انسانی و خبرنگاری ما ایجاب می کند تا از جرایم پنهانی تمام جنایتکاران در این مرز بوم پرده برداشته و حقیقت را بگوش جهانیان برسانیم.

یک خانم که خودش قربانی هوس رانی طالبان گردیده و از افشای هویت اش خود داری می کنید در گفتگو با گزارشگر ما قضیه را چنین بازگو نموده است.

خانم با چشمان اشک آلود گفت : « شوهرم 35 سال عمر داشت و در شهر غزنی کار می کرد یک سال پیش در حمله انتحاری شهید شد شوهرم دیگر برادر هم ندارد حالا مسئولیت حفاظت و نان پیدا کردن برای خودم و چهار طفلم به دوش خودم می باشد».

خانمی که قربانی هوس رانی طالبان گردیده بود ادامه داد:« بعد از شهادت شوهرم بخاطر پیدا کردن یک لقمه نان در خانه های مردم کلاشویی و صفایی را انجام میدادم».

در حالی که آثار درد از چهرۀ خسته این خانم جوان به وضاحت هویدا بود  ادامه داد:« یک روز که بخاطر لباسشویی میرفتم مرا یک طالب که موهای دراز داشت دید در همان روز وقتی که از کالاشوی به طرف خانه می آمدم همین طالب را دیدم که مرا تعقیب می کرد و من بسیار ترسیدم اما در پیش خود گفتم اینها طالب استند و مسلمان استند».

خانم مذکور افزود:« یک شب بعد از آن که طالب موی دراز مرا دید به ساعت 11 شب 4 نفر به همرای همان طالب موی دراز به داخل خانه من شدند و بالایم تجاوز کردند».

در حالی که حرف های این خانم دل هر انسان با وجدان را آب می کرد با گریه افزود : «من از هوش رفتم وقتی به هوش آمدم دیدم که همسایه ها مرا به شفاخانه آورده بودند ، من از حکومت وحدت ملی  می خواهم که طالبان را نابود کند، من از نیروهای امنیتی کشور میخواهم که طالبان را بکشند ، من از مردم و جوانان با عزت و با شرف کشورم میخواهم آنانیکه عزت یک خواهر مسلمان شان را زیرپا کرده اند آنان را به هلاکت برسانند  چون آنها به خواهر و مادر مردم تجاوز می کنند ، من تا حالا صد بار از خدا مرگ خواسته ام چون طالبان بی وجدان مرا بدنام و بی عزت ساختند – از خداوند ج میخواهم کسانیکه عزت و شرفم را صدمه زده اند آنان را در دنیا و آخرت بی عزت ، شرم سار و روسیا ه کرداند  ».

گزارشگران ما تلاش کردند در قریجات دور افتاده و تحت کنترول طالبان با اشخاص بیشتر مصاحبه کنند اما با وجود این که حرف های زیادی از این دست برای گفتن داشتند به دلیل خوف از طالبان از مصاحبه با ما خود داری کردند .

واحد خبررسانی هندوکش نیوز

Share this page to Telegram

Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *