صلح و امنیت عامل بقاء جامعه / توفیق عظیمی

comments 0

1 Views

الله متعال میفرماید فَلَوْ لا کانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّة یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الأَرْضِ إِلاّ قَلیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فیهِ وَ کانُوا مُجْرِمینَ ) {هود ۱۱۶} و همچنان می فرماید : (وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى بِظُلْم وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ) { هود ۱۱۷}

ترجمه: «چرا در قرون و اقوام قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتی نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند؟ مگر اندکی از آنها که نجات شان دادیم، و آنان که ستم میکردند، از تنعم و کامجوی پیروی میکردند و گناهکار بودند (نابود شدند). و چنین نبود که پرودگارت آبادی هارا بظلم و ستم نابود کند در حالیکه اهلش در صدد اصلاح بوده باشند»

در این دو آیه شریف یک اصل اساسی اجتماعی که ضامن نجات جوامع از تباهی است، مطرح شده است. و آن اینکه در هر جامعه تا مدامیکه گروهی از اندیشمندان متعهد و مسؤل وجود دارد، که در برابر مفاسد ساکت نمی نشینند و بمبارزه بر می خیزند، رهبری فکری و مکتبی مردم را در اختیار دارند، این جامعه به تباهی و نابودی کشیده نمی شود. اما آن زمان که بی تفاوتی و سکوت در تمام سطوح حکم فرما شد و جامعه در برابر عوامل فساد بی دفاع ماند، فساد و بدنبال آن نابودی حتمی است. درآیه فوق، الله (ج) ضمن اشاره به اقوام پیشین، که گرفتار انواع بلا ها شدند می فرماید: چرا در قرون، امتها و اقوام قبل از شما، نیکان و پاکان قدرتمند و صاحب فکری نبودند که از فساد در روی زمین جلوگیری کنند، بعد به عنوان استثناء می فرماید: مگر افراد اندکی که از آنها نجات دادیم. این گروه اندک، هرچند امر به معروف و نهی از منکر داشتند، اما مانند لوط و خانواده کوچکش، نوح و ایمان آورندگان محدودش، صالح و تعداد کمی که از وی پیروی کرده بودند، آنچنان کم و اندک بوده اند که توفیق بر اصلاح کلی جامعه را نیافتند و به هر حال، ستمگران که اکثریت این جوامع را تشکیل میدادند، بدنبال ناز و نعمت و عیش ونوش رفتند و آنچنان مست باده غرور و تعنم و لذات شدند که دست به انواع گناهان زدند.

پس از آن برای تاکید این واقیعت، در آیه بعد اضافه می فرماید: اینکه می بینی خداوند (ج) این اقوام را به دیار عدم فرستاد، بخاطر آن بود که مصلحائی در میان آنان نبودند زیرا خداوند (ج) هرگز قوم، ملیت و دیاری را بخاطر ظلم و ستمش نابود نمی کند اگر آنها در راه اصلاح گام بردارند چه اینکه، در هر جامعه معمولا ظلم و فسادی وجود دارد، اما مهم این است که مردم احساس کنند که ظلم و فسادی است و در طریق اصلاح باشند و یا چنین احساس و گام بر داشتن، خداوند (ج) به انان مهلت میدهد و قانون افزایش برای آنها قایل است. اما همین که این احساس از میان رفت و جامعه بی تفاوت ماند، فساد و ظلم همه جا را فرا گرفت، آنگاه است که در سنت آفرینش حق حیاتی برای آنها وجود ندارد نکته دیگری که در آیه فوق جلب توجه مینماید، این است که قرآنکریم می فرماید: خداوند (ج) هیچ شهر و آبادی را به ظلم و ستم نابود نمی کند در حالیکه اهلش ( مصلح ) باشند. توجه به این تفاوت (( مصلح )) و صالح این نکته را روشن میسازد که تنها صالح بودن، ضامن بقای جامعه و بشریت نیست، بلکه اگر جامعه صالح نباشد ولی در مسیر اصلاح گام بر دارد، او نیز از حق حیات و بقا برخوردار خواهد بود، ولی آنروز که نه صالح بود و نه مصلح، از نظر سنت آفرینش، آن جامعه به نیستی و نابودی مواجه شده و در گودال بدبختی و فرجام ناخوشایند سقوط خواهند نمود.

به تعبیر دیگر، هرگاه اهل جامعه ظالم و بد کردار بود، اما بخود آمده و در صدد اصلاح باشد، چنین جامعه شایستگی شرافتمند را دارا بوده و حق زندگی و حیات را از نظر سنت الهی پیدا مینمایند. بناءً به یقین اذعان نمود که: جنگ یکی از پدیده های شوم و نامیمونی است که تمام هست و بود جامعه را از میان می برد، باعث از بین رفتن جان، مال و حتی حیثیت و آبروی مردم گردیده، انواع مفاسد چون اخلاقی، قانون گریزی، تجاوز و بیداد گری جامعه را فرا گرفت. اگر امنیت و ثبات بر قرار نشود. بقای کشور و مردم را به مخاطره خواهد انداخت. پس مکلفیت و مسؤلیت هر فرد جامعه است که برای اصلاح جامعه و تامین صلح و امنیت تلاش پیگیر، همه جانبه و تاثیر گذار نماید تا اثرات مثبت آنرا بندگان خداوند (ج) در محیط و ماحول خود احساس کنند و هم مورد لطف و عنایت پروردگار عالمیان قرار بگیرند. چون در سایه صلح، امنیت و همدلی است که حقوق همه اعم از انسان، حیوان و نبات محفوظ و مصؤن خواهد بود و در فضای امنیت و آرامش است که جلو افساد مفسدین گرفته خواهد شد.

Share this page to Telegram

Comments