جایگاه محیط زیست سالم در اسلام و تاثیر آن بالای انسان ها // گردآوری و تنظیم:سید جمال اخگر

comments 0

0 Views

بخش چهارم: دیدگاه ابن سینای بلخی در مورد محیط زیست

پس از نقش آب – هوا و محیط که در بخش های نخست – دوم و سوم مقاله به آن اشاره شد اکنون در این بخش مختصراً به دیدگاه دانشمند معروف جهان اسلام ابن سینای بلخی در مورد محیط زیست سالم می پردازیم.

متفکران و دانشمندان نیز از دیرباز به این نکته مهم توجه داشته و به مناسبت هایی آن را یادآور شده اند؛ آنان معتقدند که شرایط زندگی ، آب ، هوا و شرایط جغرافیائی در زندگی انسان و در تکوین شخصیت وی تأثیر به سزایی دارد. توجه به محیط جغرافیایی، ویژه تنها ژئوپولیتن ها نیست، بلکه اندیشمندان، فلاسفه، سیاستمداران، نظامیان و علمای اجتماع از هردوت و ارسطو گرفته تا ابن سینا و منتسکیو و ابن خلدون، رابطه اقلیم را با رفتار انسانی مورد بررسی قرار داده اند. پیروان مکتب بقراط در قرن پنجم قبل از میلاد، تأثیر آب و هوا و شرایط جغرافیائی را در عادات و اخلاق و فیزیولوژی انسان مطرح ساختند.

فیلسوف مشهور جهان اسلام ابن سینای بلخی، پستی و بلندی های زمین را در چگونگی سامان یابی تن و روان آدمی مؤثر می دانست. وی کوهستانی بودن منطقه سکونت انسان را سبب چالاکی و دلیری دانسته و متقابلاً بر این باور بود که پستی و خفگی منطقه سکونت، افسردگی و بیماری را در پی دارد.

به باور ابن سینای بلخی ساکنان مناطق مرتفع و کوهستانی، نیرومند، قوی بنیه، دلیر و چالاک اند زیرا در مناطق خوش آب و هوا مسکن گزین اند و این قماش افراد از نشاط و شادابی و سلامتی خاصی برخوردارند.

مردمان سرزمین های مرتفع، تندرست، نیرومند، چست و چالاک و دارای عمر زیاد هستند و ساکنان مناطق سنگلاخی دارای تن سخت و در هم فشرده و مفاصل محکم اند، قوی بنیه و در جنگ ها دلیر، در یاد گرفتن حرفه ها زیرک و اغلب کم خواب و بد اخلاق هستند.

همان گونه که پستی و بلندی سرزمین ها، بر ساکنان آنان تأثیر می گذارد، بادها و نسیم های فصلی و نیز آب و هوا مناطق گوناگون بر جسم و جان انسان دارای تأثیرهای متفاوتی هستند. باد پاییزی بدن را خشک و پژمرده می کند و بر عکس نسیم دلنواز بهاری روح افزاست، دل را جلا می دهد، خستگی را از تن می زداید و آدمی از نشاط و شادابی زاید الوصفی برخوردار می شود.

ساکنان مناطق گرمسیر، در مقایسه با مردم مناطق سردسیر، دارای تفاوت های بسیاری در جسم و جان و تن و روان هستند؛ آب و هوای مناطق مسکونی آنان نه تنها به رنگ پوست و زیبایی اندام تأثیر می گذارد، بلکه حتی خلق و خوی آنان نیز، از آن متأثر می شود.

دانشمندان مسلمان همواره بدین نکته توجه داشته و بر آن تأکید کرده اند، از این روی به تعریف آب و هوای خوب و بد پرداخته اند.

ابن سینای بلخی معتقد بود که ساکنان مناطق سردسیر، نیرومند و از دل و جرأت بیشتری برخوردارند و اگر منطقه مسکونی آنان مرطوب نیز محسوب شود، مردمانش چاق و تر و تازه اند.

وی مردم مناطق مرطوب را به زیبا رویی توصیف کرده و در عین حال بر این نکته توجه می دهد که آنان در ورزش زود خسته می شوند.

او تآکید میکند که روحیه ، حالات و رفتار مردم مناطق خشک کاملاً برعکس حالات و رفتار مردم مناطق مرطوب است.

ابن سینا به طورکلی در معرفی هوای خوب و بد چنین می گوید: «هوای خوب و مطلوب، هوایی است که آزاد باشد و مواد خارجی از قبیل بخار و دود با آن نیامیخته باشد و نیز در بین دیوارها و سقف محبوس نباشد (البته در صورتی که تباهی فراگیر بر هوا عارض نشده باشد در غیر آن هوای جاهای سرپوشیده سالم تر است) و بوی بد به دور باشد؛ هوای آزاد علاوه بر شرایط یادشده، لازم است از نسیم های مطبوع بهره گیرد. بدیهی است که بادهای سلامت بخش غالبا در بلندی ها و جلگه های هموار می وزد».

به طورکلی می گوییم هوایی که بعد از غروب خورشید زود سرد شود و هنگام طلوع خورشید زودتر گرم شود، هوایی لطیف است و بدترین هوا آن است که دل را افسرده و نفس را تنگ کند.

ابن سینای بلخی در مورد هوای آلوده می گوید: هوای آلوده، تنفس را تنگ و اخلاط را زیاد می کند. وجود هوای آلوده را با دو علامت می توان تشخیص داد: نخست این که در چنین هوایی ستاره گان کوچک در آسمان به زحمت دیده می شوند؛ دوم این که درخشندگی ستاره گان درخشان کاهش می یابد و این اجرام مرتعش به نظر می رسند.

Share this page to Telegram

Comments