تورپیکی قیوم لنگر نویسنده – خبر نگار

comments 0

0 Views

تورییکی قیوم، یک نویسندۀ فمنیست است درشهرکابل سرزمین زاد گاۀ آبا واجدادش است، دریک خانوادۀ روشنفکر چشم به جهان گشوده، مدرسه را درمیرمن خجو و مکتب را در لیسه آریانا که در گذشته ها به نام شاهدخت مریم یاد می شد، در کابل به بسیار موفقیت به پایان رساند. او ازهمان آوان کودکی، نشانه های خلاقیت بسیاری از خود بروز داد؛ چنانچه همیشه در بین همردیفان خود شاگرد ممتاز بود وبلند ترین نمره را از آن خود می کرد، سه سال را نیزامتحان سویه داده بود. مهمتر ازهمه به خواندن آثار نویسنده گان مشهورجهان دلچسپی شگفت انگیزی داشت و درچارده ساله گی نخستین اثر او به نام قربانیان بی گناه درمطبعه دولتی چاپ ونشر شد.

همین که درسش را تمام کرد، بنابه استعداد سرشارونمرات عالی ، ازسویی وزارت معارف وقت، مورد قدردانی قرارگرفت ومستحق بورس تحصیلی لندن شناخته شد، ولی در همین زمان انجنیری که از ولایت پکتیا بود و از پولی تخنیک کابل فارغ شده بود، با او ازدواج کرد. بنابر این، بانو تورپیکی قیوم نه از بورس تحصیلی خود استفاده توانست و نه از امتحان کانکور دانشگاه، که بلند ترین نمره را ازآن خود کرده بود؛ زیرا همسرش او را به روسیه برد، تا در آنجا به تحصیلات خود ادامه بدهند بنابر خواست خودش بانو قیوم در رشتۀ بزنس سرگرم درس، در دانشگاه شد و همسرش هم به ادامۀ تحصیلات خود پرداخت. همسرش دیپلومش را در استخراج معدن بدست آورد؛ ولی بانو قیوم ناگهان بعد ازدو سال، ترک تحصیل کرد و رشته یی را که مورد پسند او نبود، رها نمود. این رویداد اثر ناگواری بر او گذاشت و با اندوه و رنج دوری از میهن، خانواده و ده ها غم و رنج نا گفته یی دیگر، دستی به هم داده و او را به سوی افسرده گی روحی برد. چنانچه، همسرش او را دوباره به کابل آورد. به مجرد رسیدن به سرزمینش افسرده گی روحی او رفته رفته کاهش یافت و دوباره به زنده گی، نوشتن و خواندن دلبسته گی پیدا کرد. و پس از مدتی دو کتاب او به نام های فریاد های شکسته، و سکوت شکست از چاپ بر آمد. در همین وقت بود، که یکی از کارمندان سازمان دموکراتیک زنان افغانستان، که به وسیله نوشته هایش با او آشنایی پیدا کرده بود. از بانو قیوم خواست تا در مجله یی ” زنان افغانستان ” که مربوط این نهاد بود،کار نماید. بدین ترتیب ابتدا به حیث خبر نگار مجله شروع به کار نمود. و سپس با کاردانی و درایتی که از خود نشان داد، به ویژه این که مجموعه داستانی او به نام زنجیر گناه از چاپ بر آمد، و برنده یی جایزه ادبی اطلاعات و کلتور شد، به حیث معاون مجلۀ مذکور گماریده شد. همچنان در روزنامۀ انیس در بخش زنان و جوانان نیز اجرای وظیفه نموده هست و آخرین کارش در انجمن نویسنده گان افغانستان بود، که عضویت آنرا هم داشت. ولی با تاسف بانو تورپیکی به اثر

جنگ ها و خرابی او ضاع سیاسی در کشور، که زنده گی همه مردم افغانستان را تهدید می کرد، مجبور گردید همراه با خانوادۀ اش روانه کشور یوگو سلاوی نزد برادرانش که در آنجا تشکیل خانواده داده بودند شود. در همین دوران، افزون بر اینکه گواهینامه یی ژورنالیزم را از دانشگاه به دست آورد، پنجمین اثر خود را به نام “بی پناه “به رشتۀ تحریر درآورد.

بانو قیوم در داستان هایش زنده گی زنان را در فضای مرد سالاری به تصویر کشیده؛ زنانی که همواره در بیچاره گی ها، محرومیت ها، ستم‌ها، خرافه‌ پرستی‌ها، نادانی ها و نداشتن آزادی در خانواده و اجتماع به سر برده اند. به ویژه دکانداران دین را، که بیشتر ازهمه به زنان ، آسیب ،اذیت وآزار وخشونت روا داشته اند.

ازبانو قیوم سه اثر دیگری نیز آمادۀ چاپ است.اودر سه دهه بحران افغانستان، چندین بار میهن عزیز خود را به قصد مهاجرت ترک گفته، تا جان مال آبرو و حیثیت خود و خانواده اش در معرض نابودی قرار نگیرد و آرزو داشت تا روزی در افغانستان آرامی، صلح و صفا به وجود بیاید، ولی شوربختانه که روز تا روز امید واری در دل هر میهن پرستی غروب کرد . و او آخرین باری که از کشور یوگو سلاویی سابق به آرزوی زنده گی دایمی به سرزمین خود برگشت، بازهم زنده گی را در کشور دشوار یافت و ناگزیر در یکی از همین روز ها، با همسر و کودکانش، ناخواسته راهی ديار بیگانه گردید و بدین ترتیب دو سال دیگر را در پاکستان گذشتاند، تا آنکه دولت کانادا برایش پناهنده گی داد. و در سال ۱۹۹۷ با خانواده اش رهسپار کانادا گردید واکنون درین سرزمین زیست دارد.

Share this page to Telegram

Comments